هوش مصنوعی در ایران؛ از برنامههای ملی تا چالش تجاریسازی و زیرساخت
قانون ملی توسعه هوش مصنوعی تصویب شده، بازار این فناوری در ایران رو به رشد برآورد میشود و بخشی از کسبوکارها نیز به استفاده از آن روی آوردهاند؛ اما آمارهای پژوهشی از فاصله قابلتوجه توان پردازشی ایران با برخی کشورهای منطقه حکایت دارد. اکنون پرسش اصلی این است که آیا سیاستهای حمایتی و سرمایهگذاریهای پیشبینیشده میتوانند فاصله میان برنامههای ملی، زیرساخت عملیاتی و تجاریسازی هوش مصنوعی را کاهش دهند؟
به گزارش سیتنا، تصویب قانون ملی توسعه هوش مصنوعی، چارچوب قانونی تازهای برای سیاستگذاری و سازماندهی این حوزه در ایران ایجاد کرده است. در این قانون، تشکیل سازمان ملی هوش مصنوعی و پیشبینی سازوکارهای تأمین مالی توسعه این فناوری مورد توجه قرار گرفته است.
بر اساس ماده ۱۱ قانون، سرمایه اولیه صندوق توسعه ملی هوش مصنوعی به میزان ۱۰۰ هزار میلیارد ریال، معادل ۱۰ هزار میلیارد تومان، پیشبینی شده است تا منابع آن در لوایح بودجه سالانه طی سالهای ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۷ مورد توجه قرار گیرد. همچنین در قانون، سازوکارهایی برای بهرهگیری از منابع صندوق نوآوری و شکوفایی و بخشی از منابع مرتبط با وزارت ارتباطات پیشبینی شده است.
بااینحال، باید میان پیشبینی منابع در قانون، تصویب اعتبار در بودجه و تخصیص و پرداخت واقعی منابع تفاوت قائل شد. بنابراین، ارزیابی میزان حمایت مالی دولت از هوش مصنوعی مستلزم بررسی اسناد بودجه، عملکرد دستگاههای مسئول و میزان منابعی است که عملاً در اختیار طرحها و شرکتها قرار گرفته است.
اندازه بازار؛ رشد برآوردی در بازاری نوظهور
گزارش «شاخص هوش مصنوعی ایران ۱۴۰۴» اندازه بازار هوش مصنوعی کشور در سال ۱۴۰۳ را حدود ۵ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد کرده است. در همین گزارش، رشد سالانه بازار حدود ۸۸ درصد و ارزش دلاری آن نزدیک به ۹۰ میلیون دلار برآورد شده است.
این ارقام باید بهعنوان برآوردهای پژوهشی از اندازه و رشد بازار خوانده شوند، نه آمار قطعی و جامع ثبتشده در حسابهای ملی. از سوی دیگر، تبدیل ارزش ریالی بازار به دلار به نرخ ارز مبنای محاسبه وابسته است؛ بنابراین، مقایسه بینالمللی این رقم بدون توجه به روش محاسبه و نرخ ارز میتواند گمراهکننده باشد.
با وجود این ملاحظات، برآورد یادشده تصویری از بازاری نوظهور ارائه میدهد که ظرفیت رشد دارد، اما برای سنجش بلوغ آن باید سهم درآمدهای پایدار، تعداد محصولات تجاری، میزان سرمایهگذاری و ارزش افزوده ایجادشده نیز بررسی شود.
پذیرش هوش مصنوعی؛ عدد ۲۷ درصد دقیقاً چه میگوید؟
بر اساس گزارش شاخص هوش مصنوعی ایران ۱۴۰۴، حدود ۲۷ درصد کسبوکارهای بررسیشده استفاده از هوش مصنوعی را گزارش کردهاند. میزان استفاده از هوش مصنوعی مولد نیز در این گزارش حدود ۲۵ درصد اعلام شده است.
نکته مهم آن است که این ارقام به جامعه مورد بررسی در پیمایش مربوطاند و نباید بدون توجه به روش نمونهگیری، ترکیب پاسخدهندگان و دامنه مطالعه، به همه کسبوکارهای کشور تعمیم داده شوند. در گزارش آمده است که حدود ۸۳ درصد پاسخدهندگان از میان کسبوکارهای غیردانشبنیان بودهاند و ۳۸ درصد بنگاههای بررسیشده کمتر از ۱۰ نفر نیروی انسانی داشتهاند.
همچنین، بر اساس نتایج همین پیمایش، حدود ۷۵ درصد از کسبوکارهای استفادهکننده از هوش مصنوعی اعلام کردهاند که در سه سال گذشته کمتر از ۲ میلیارد تومان برای این حوزه هزینه کردهاند.
این یافتهها از یکسو نشاندهنده ورود هوش مصنوعی به بخشی از فعالیتهای اقتصادی است و از سوی دیگر، پرسشهایی درباره عمق استفاده، میزان سرمایهگذاری و تبدیل ابزارهای عمومی به راهکارهای سازمانی مطرح میکند. استفاده از یک ابزار هوش مصنوعی برای تولید متن یا انجام امور روزمره، الزاماً به معنای استقرار گسترده این فناوری در فرایندهای اصلی تولید و خدمات نیست.
توان پردازشی؛ فاصلهای که نیازمند توجه است
یکی از شاخصهای مهم در توسعه هوش مصنوعی، دسترسی به توان پردازشی مناسب برای آموزش و اجرای مدلهاست. گزارش شاخص هوش مصنوعی ایران ۱۴۰۴، ظرفیت ارائهدهندگان بزرگ خدمات پردازش گرافیکی در ایران را معادل ۱۷۲ پردازنده انویدیا H100 برآورد کرده است.
در همان گزارش، ظرفیت متناظر برای عربستان سعودی ۸ هزار و ۳۹۱ و امارات متحده عربی ۳ هزار و ۷۲ پردازنده معادل H100 برآورد شده است.
این ارقام، برآورد ظرفیت ارائهدهندگان بزرگ خدمات GPU در چارچوب روششناسی گزارش هستند و نباید آنها را آمار قطعی تمام پردازندههای موجود در هر کشور تلقی کرد. بااینحال، مقایسه یادشده نشان میدهد که توسعه ظرفیت پردازشی قابلدسترسی برای پژوهشگران، شرکتهای دانشبنیان و کسبوکارهای ایرانی، یکی از موضوعات مهم سیاستگذاری این حوزه است.
افزایش ظرفیت پردازشی بهتنهایی برای توسعه هوش مصنوعی کافی نیست. دسترسی پایدار به برق، شبکه ارتباطی باکیفیت، ذخیرهسازی داده، ابزارهای نرمافزاری و امکان تأمین و نگهداری تجهیزات نیز بر بهرهبرداری اقتصادی از این ظرفیت اثر میگذارند.
سرنوشت زیرساخت ملی هوش مصنوعی؛ ضرورت شفافیت درباره وضعیت عملیاتی
زیرساخت ملی هوش مصنوعی یکی از طرحهای مهم این حوزه بوده است. در پی آسیبدیدن زیرساخت مرتبط با این طرح در دانشگاه صنعتی شریف، موضوع تغییر محل استقرار آن مطرح شد.
در گزارشی که خبرگزاری تسنیم در ۱۱ مهر ۱۴۰۵ منتشر کرد، به نقل از رئیس دانشگاه صنعتی شریف، از تغییر برنامه محل استقرار و لغو برنامه دانشگاه برای ایجاد زیرساختی جدید مجهز به پردازندههای گرافیکی سخن گفته شد.
بااینحال، این اطلاعات بهتنهایی برای تعیین محل نهایی جایگزین، زمان بهرهبرداری یا ظرفیت عملیاتی فعلی زیرساخت ملی هوش مصنوعی کافی نیست. ازاینرو، ارزیابی وضعیت این پروژه به اعلام رسمی دستگاه مسئول درباره محل استقرار، تجهیزات نصبشده، ظرفیت قابل ارائه و زمانبندی بهرهبرداری نیاز دارد.
از منظر سیاستگذاری، مسئله فقط ساخت یک مرکز پردازشی نیست؛ بلکه باید مشخص شود این زیرساخت با چه سازوکاری، با چه تعرفهای و بر اساس چه اولویتهایی در اختیار دانشگاهها، شرکتهای نوپا و صنایع قرار خواهد گرفت.
نیروی انسانی؛ سرمایهای که حفظ آن اهمیت دارد
بر اساس برآورد گزارش شاخص هوش مصنوعی ایران ۱۴۰۴، شمار متخصصان هوش مصنوعی ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۴ هزار و ۱۶۴ نفر بوده است. این گزارش همچنین خروج هزار و ۲۶۲ نفر و ورود ۳۲۳ نفر از متخصصان را در چارچوب دادهها و روش محاسباتی خود برآورد کرده است.
این ارقام باید بهعنوان برآوردهای گزارش و تابع تعریف آن از نیروی متخصص و روش شناسایی جابهجایی افراد تفسیر شوند؛ آنها لزوماً آمار رسمی و جامع مهاجرت تمام متخصصان هوش مصنوعی کشور نیستند.
با وجود این محدودیت، حفظ نیروی انسانی ماهر یکی از پیششرطهای توسعه پایدار هوش مصنوعی است. دسترسی به فرصتهای پژوهشی، امکان فعالیت در پروژههای بزرگ، تأمین مالی شرکتها، درآمد متناسب و ارتباط با بازارهای بینالمللی، در تصمیم متخصصان برای ماندن یا مهاجرت اثرگذار است.
توسعه زیرساخت بدون توجه به نیروی انسانی، خطر تبدیلشدن تجهیزات به ظرفیتهایی کماستفاده را در پی دارد؛ همانطور که وجود متخصصان نیز بدون دسترسی به پردازش، داده و منابع مالی کافی نمیتواند بهتنهایی محصولات رقابتی ایجاد کند.
داده و مدلهای فارسی؛ حلقهای تعیینکننده
توسعه مدلهای هوش مصنوعی متناسب با زبان فارسی و نیازهای جامعه ایران، به دادههای باکیفیت، متنوع و قابل استفاده نیاز دارد. کیفیت دادههای فارسی، دسترسی قانونی به دادههای سازمانی، حفاظت از اطلاعات شخصی و تعیین حقوق مربوط به استفاده از دادهها، بر کیفیت و قابلیت تجاریسازی این مدلها اثر میگذارند.
در این حوزه، صرف معرفی یک مدل یا انتشار نتایج چند آزمون، برای اثبات رقابتپذیری کافی نیست. ارزیابی مستقل کیفیت پاسخها، دقت در کاربردهای تخصصی، مقاومت در برابر خطا، هزینه اجرا و میزان استفاده واقعی کاربران میتواند تصویر دقیقتری از جایگاه مدلهای توسعهیافته در داخل کشور ارائه کند.
همچنین، دسترسی به دادههای فارسی نباید به بهای نادیدهگرفتن حریم خصوصی، امنیت اطلاعات یا حقوق تولیدکنندگان محتوا تمام شود. تدوین چارچوبهای روشن برای دسترسی و استفاده از دادهها میتواند هم اعتماد عمومی را تقویت کند و هم مسیر توسعه محصولات تجاری را هموار سازد.
اینترنت و تحریمها؛ اثر بر زنجیره توسعه
توسعه هوش مصنوعی به ارتباطات پایدار و باکیفیت وابسته است. دسترسی به منابع علمی، مخازن نرمافزاری، خدمات ابری، ابزارهای توسعه و همکاریهای پژوهشی بینالمللی، بخش مهمی از زنجیره تولید و بهکارگیری این فناوری را تشکیل میدهد.
محدودیتهای ارتباطی و تحریمهای فناوری میتوانند هزینه توسعه را افزایش دهند، دسترسی به برخی خدمات و تجهیزات را دشوار کنند و روند بهروزرسانی ابزارهای مورد نیاز را تحت تأثیر قرار دهند. بااینحال، برای تعیین میزان اثر هر عامل بر عملکرد صنعت هوش مصنوعی ایران، به دادههای مستقل درباره هزینه، زمان توسعه، دسترسی به خدمات و عملکرد شرکتها نیاز است.
ازاینرو، نمیتوان همه چالشهای این صنعت را به تحریم یا کیفیت اینترنت نسبت داد؛ همانطور که نمیتوان نقش این عوامل را در توسعه و تجاریسازی نادیده گرفت.
چالش اصلی؛ تبدیل پروژههای هوش مصنوعی به ارزش اقتصادی
یکی از تفاوتهای مهم میان توسعه فناوری و توسعه بازار، عبور از مرحله آزمایش و نمونه اولیه به ارائه محصولی است که مشتری حاضر به پرداخت هزینه آن باشد.
در ایران نیز ارزیابی بلوغ صنعت هوش مصنوعی باید فراتر از شمار طرحها، مراکز یا مدلهای معرفیشده انجام شود. تعداد مشتریان فعال، درآمد حاصل از فروش محصولات، نرخ تداوم استفاده، بهرهوری ایجادشده در صنایع و میزان سرمایهگذاری بخش خصوصی، شاخصهایی هستند که میتوانند تصویر دقیقتری از وضعیت تجاریسازی ارائه دهند.
شرکتهای ایرانی برای عبور از مرحله آزمایشی به بازار پایدار، به دسترسی به سرمایه، داده و زیرساخت، امکان اجرای پروژههای واقعی در صنایع، نیروی انسانی متخصص و قواعد روشن حقوقی نیاز دارند. در مقابل، صنایع نیز باید بتوانند بازده اقتصادی استفاده از هوش مصنوعی را در مقایسه با راهکارهای موجود ارزیابی کنند.
آزمون اصلی، نتیجه قابل اندازهگیری است
تصویب قانون ملی توسعه هوش مصنوعی و پیشبینی منابع حمایتی، گامهایی در جهت ایجاد چارچوب سیاستی این فناوری به شمار میروند. در کنار آن، گزارش شاخص هوش مصنوعی ایران ۱۴۰۴، برآوردهایی درباره اندازه بازار، پذیرش در کسبوکارها، توان پردازشی و وضعیت نیروی انسانی ارائه کرده است؛ ارقامی که برای تحلیل روندها مفیدند، اما به دلیل تفاوت در روش اندازهگیری و دامنه دادهها، نباید همگی در جایگاه آمار رسمی و قطعی قرار گیرند.
آزمون اصلی سیاستهای هوش مصنوعی در ایران، میزان تحقق اهداف در عمل خواهد بود: چه مقدار از منابع پیشبینیشده واقعاً تخصیص مییابد، ظرفیت پردازشی قابل استفاده چقدر افزایش پیدا میکند، چه تعداد کسبوکار به استفاده پایدار از این فناوری میرسند و چه میزان محصول و درآمد واقعی ایجاد میشود؟
پاسخ به این پرسشها به انتشار منظم آمارهای قابل مقایسه، اعلام شاخصهای عملکرد دستگاههای مسئول و ارزیابی مستقل نتایج نیاز دارد. در نهایت، موفقیت ایران در هوش مصنوعی نه صرفاً با تعداد برنامهها و پروژههای اعلامشده، بلکه با توان تبدیل دانش، داده و زیرساخت به خدمات قابل اتکا و ارزش اقتصادی سنجیده خواهد شد.
انتهای پیام
افزودن دیدگاه جدید