کد خبر: 339316
26 تیر 1405 - 18:10

اعتیاد به گوشی؛ وقتی ابزار، کنترل زندگی را به دست می‌گیرد

چک کردن مداوم گوشی، اضطراب هنگام تمام شدن شارژ، پرسه‌زنی بی‌پایان در شبکه‌های اجتماعی و احساس نیاز به در دست داشتن تلفن همراه، برای بسیاری از افراد به بخشی عادی از زندگی تبدیل شده است. اما دکتر نیکلاس کارداراس، روان‌شناس و متخصص درمان اعتیاد، معتقد است این رفتارها تنها یک عادت ساده نیستند. به گفته او، شواهد علوم اعصاب نشان می‌دهد استفاده افراطی از گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند همان مدارهای مغزی را درگیر کند که در اعتیاد به مواد مخدر فعال می‌شوند؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از پلتفرم‌های دیجیتال، آگاهانه برای حفظ و افزایش وابستگی کاربران طراحی شده‌اند.

متن خبر

به گزارش سیتنا، دکتر کارداراس اعتیاد به فناوری را یک اعتیاد رفتاری یا اعتیاد فرایندی می‌داند؛ همان گروهی که اعتیاد به قمار، خرید وسواسی و رفتارهای جنسی اجباری نیز در آن قرار می‌گیرند.

به گفته او، از نظر بالینی، زمانی می‌توان یک رفتار را «اعتیاد» نامید که دو ویژگی داشته باشد: نخست، به زندگی فرد آسیب بزند و دوم، فرد با وجود آگاهی از این آسیب‌ها، همچنان به آن رفتار ادامه دهد.

این آسیب‌ها ممکن است در روابط خانوادگی و اجتماعی، سلامت روان، سلامت جسم، شغل یا تحصیل بروز پیدا کنند. اگر فرد با وجود چنین پیامدهایی نتواند استفاده از گوشی یا فضای مجازی را کنترل کند، این رفتار از نگاه بالینی می‌تواند مصداق اعتیاد باشد.

کارداراس تأکید می‌کند این دیدگاه تنها بر تجربه درمانی استوار نیست، بلکه پژوهش‌های علوم اعصاب نیز از آن حمایت می‌کنند. به گفته او، اعتیادهای رفتاری و اعتیاد به مواد، مدارهای پاداش یکسانی را در مغز فعال می‌کنند و حتی تغییرات ساختاری مشابهی نیز در مغز افراد مشاهده شده است.

برخی مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده‌اند بخش‌هایی از قشر پیش‌پیشانی مغز، که در تصمیم‌گیری و کنترل تکانه نقش دارند، در افراد مبتلا به اعتیاد اینترنتی کوچک‌تر از حد معمول است. پژوهش‌های دیگری نیز کاهش حجم ماده خاکستری در نواحی پیشانی مغز افراد مبتلا به اختلالات ناشی از استفاده افراطی از اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای را گزارش کرده‌اند.

شباهت اعتیاد به گوشی با اعتیاد به مواد مخدر

به گفته کارداراس، هر دو نوع اعتیاد، سامانه پاداش دوپامینی مغز را فعال می‌کنند؛ سامانه‌ای که مسئول احساس لذت، انگیزه و پاداش است.

او می‌گوید همان‌گونه که مصرف مواد مخدر در طول زمان موجب تغییرات ساختاری در قشر پیشانی مغز می‌شود، استفاده افراطی و طولانی‌مدت از صفحه‌نمایش نیز می‌تواند تغییرات مشابهی ایجاد کند؛ تغییراتی که با کاهش کنترل تکانه‌ها، افت تمرکز و تصمیم‌گیری ضعیف‌تر همراه هستند.

مرور مطالعات تصویربرداری مغزی نیز ارتباط میان اعتیاد به اینترنت، اختلال در سامانه‌های دوپامینی و تغییرات قشر پیشانی مغز را تأیید کرده است.

هنگام چک کردن مداوم گوشی، در مغز چه می‌گذرد؟

هر بار که صدای اعلان، پیام یا هر محرک جذاب دیگری از گوشی دریافت می‌کنید، سامانه پاداش مغز فعال می‌شود و دوپامین ترشح می‌کند. این فرایند باعث می‌شود مغز همان رفتار را بار دیگر تکرار کند.

کارداراس می‌گوید با تکرار این چرخه، مغز به مرور به محرک‌های قوی‌تر و دفعات بیشتری از استفاده نیاز پیدا می‌کند تا همان میزان لذت را تجربه کند؛ پدیده‌ای که در علم اعتیاد با عنوان «تاب‌آوری» شناخته می‌شود.

به باور او، مهم‌ترین عامل اعتیادآور بودن گوشی‌های هوشمند، شیوه ارائه پاداش در آن‌هاست. شبکه‌های اجتماعی و بسیاری از اپلیکیشن‌ها از الگوی «پاداش متغیر» استفاده می‌کنند؛ همان الگویی که در دستگاه‌های قمار نیز به کار می‌رود.

کاربر هر بار که صفحه را به پایین می‌کشد یا ویدیوی بعدی را تماشا می‌کند، نمی‌داند آیا با محتوایی جذاب روبه‌رو خواهد شد یا نه و همین غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، او را به ادامه استفاده ترغیب می‌کند.

آیا اپلیکیشن‌ها عمداً اعتیادآور طراحی شده‌اند؟

کارداراس معتقد است پاسخ این پرسش مثبت است.

او می‌گوید شرکت‌های فناوری از پیشرفته‌ترین تکنیک‌های روان‌شناسی رفتار و نظام‌های پاداش متغیر استفاده می‌کنند تا کاربران را برای مدت بیشتری در پلتفرم‌های خود نگه دارند.

به گفته او، شماری از مدیران و کارکنان سابق شرکت‌های بزرگ فناوری نیز در مستند «معضل شبکه‌های اجتماعی» (The Social Dilemma) اذعان کرده‌اند که بسیاری از این محصولات از ابتدا با هدف افزایش وابستگی کاربران طراحی شده‌اند.

چه زمانی استفاده از گوشی از حد طبیعی فراتر می‌رود؟

کارداراس دو نشانه مهم را مطرح می‌کند.

نخست، از دست رفتن تعادل هیجانی؛ یعنی زمانی که دور بودن از گوشی، تمام شدن شارژ باتری یا جا گذاشتن آن در خانه، اضطراب، بی‌قراری یا آشفتگی ایجاد می‌کند.

نشانه دوم، رفتارهای اجباری است؛ برای مثال، زمانی که فرد در میانه گفت‌وگو، هنگام صرف غذا یا حتی بدون تصمیم آگاهانه، مدام گوشی خود را برمی‌دارد و صفحه آن را بررسی می‌کند.

به گفته او، نقطه هشدار زمانی است که گوشی دیگر صرفاً یک ابزار نباشد، بلکه به «عصای روانی» فرد تبدیل شود.

عادت‌هایی که نباید عادی تلقی شوند

یکی از مهم‌ترین رفتارهای هشداردهنده، «دوم‌اسکرولینگ» (Doomscrolling) یا پرسه‌زنی بی‌وقفه میان اخبار و محتوای منفی است.

کارداراس همچنین نسبت به وابستگی روزافزون افراد به چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای فکر کردن و تصمیم‌گیری هشدار می‌دهد.

به گفته او، برخی پژوهش‌های تازه نشان داده‌اند اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند توانایی حل مسئله و تفکر انتقادی را کاهش دهد.

برای نمونه، پژوهشی در آزمایشگاه رسانه‌ای مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) نشان داد افرادی که برای نوشتن از چت‌جی‌پی‌تی استفاده کرده بودند، فعالیت مغزی کمتری نسبت به سایر گروه‌ها داشتند و مطالب نوشته‌شده را نیز دشوارتر به خاطر می‌آوردند.

مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد هرچه وابستگی افراد به ابزارهای هوش مصنوعی بیشتر باشد، نمره تفکر انتقادی آن‌ها پایین‌تر است؛ پدیده‌ای که پژوهشگران آن را «برون‌سپاری شناختی» می‌نامند.

کودکان؛ آسیب‌پذیرترین گروه

به گفته کارداراس، استفاده طولانی‌مدت از صفحه‌نمایش می‌تواند رشد شناختی، خلاقیت و شکل‌گیری مسیرهای عصبی مغز کودکان را تحت تأثیر قرار دهد.

او توضیح می‌دهد کودکان از طریق بازی‌های تخیلی، داستان‌پردازی و تعامل با محیط، مهارت‌های شناختی خود را توسعه می‌دهند؛ اما هنگامی که همه محرک‌ها به‌صورت آماده از طریق صفحه‌نمایش در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد، فرصت رشد این توانایی‌ها کاهش می‌یابد.

از آنجا که مغز کودکان و نوجوانان هنوز در حال رشد است، آن‌ها نسبت به بزرگسالان آسیب‌پذیری بیشتری در برابر پیامدهای استفاده افراطی از فناوری دارند.

لرزش خیالی گوشی و اضطراب دوری از تلفن همراه

احساس لرزش گوشی در حالی که هیچ تماسی یا پیامی دریافت نشده، برداشتن گوشی بلافاصله پس از بیدار شدن یا احساس اضطراب هنگام دور بودن از تلفن همراه، از دیدگاه کارداراس از نشانه‌های وابستگی به گوشی هستند.

او به پدیده‌ای به نام «نوموفوبیا» اشاره می‌کند؛ اصطلاحی که به اضطراب ناشی از نداشتن یا دور بودن از تلفن همراه گفته می‌شود.

بر اساس یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل، حدود نیمی از افراد درجاتی از نوموفوبیا را تجربه می‌کنند و نزدیک به یک‌پنجم نیز با نوع شدید آن روبه‌رو هستند.

تأثیر استفاده افراطی از صفحه‌نمایش بر خواب و سلامت روان

به گفته کارداراس، استفاده طولانی‌مدت از صفحه‌نمایش می‌تواند کیفیت خواب، تمرکز، روابط اجتماعی و سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد.

نور آبی صفحه‌نمایش، ترشح هورمون ملاتونین را کاهش می‌دهد؛ هورمونی که نقش مهمی در تنظیم چرخه خواب دارد. در نتیجه، هم به خواب رفتن دشوارتر می‌شود و هم کیفیت خواب کاهش می‌یابد.

او همچنین افزایش اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات سلامت روان، به‌ویژه در میان نوجوانان، را با گسترش استفاده از شبکه‌های اجتماعی مرتبط می‌داند؛ هرچند تأکید می‌کند جامعه علمی هنوز درباره میزان دقیق نقش صفحه‌نمایش در بروز این مشکلات به اجماع نرسیده است.

چرا محدودیت زمانی معمولاً مؤثر نیست؟

به اعتقاد کارداراس، تعیین زمان‌سنج برای استفاده از اپلیکیشن‌ها به‌تنهایی راه‌حل مؤثری نیست.

او این روش را به قفل کردن کابینت نوشیدنی برای درمان اعتیاد به الکل تشبیه می‌کند و می‌گوید ریشه مشکل، اغلب در اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی یا خلأ روانی نهفته است.

به باور او، راهکار پایدار، ساختن زندگی‌ای غنی‌تر است؛ زندگی‌ای که در آن روابط اجتماعی، طبیعت، فعالیت بدنی، سرگرمی‌های واقعی و تجربه‌های غیر‌دیجیتال سهم بیشتری داشته باشند.

چگونه تمرکز خود را پس بگیریم؟

نخستین توصیه کارداراس، اجرای یک دوره «سم‌زدایی دیجیتال» است؛ یعنی کنار گذاشتن کامل وسایل دیجیتال برای مدتی مشخص.

اگر این کار امکان‌پذیر نباشد، او پیشنهاد می‌کند دست‌کم هفته‌ای یک روز را بدون گوشی، شبکه‌های اجتماعی و سایر ابزارهای دیجیتال سپری کنید.

به گفته او، این فاصله گرفتن می‌تواند به بازتنظیم سامانه پاداش مغز کمک کند و فرصت دوباره‌ای برای لذت بردن از فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی در طبیعت، گفت‌وگو با دوستان، مطالعه، ورزش و سرگرمی‌های غیر‌دیجیتال فراهم آورد.

نباید تأثیر فناوری بر زندگی روزمره را دست‌کم گرفت

کارداراس هشدار می‌دهد که نباید تأثیر فناوری بر زندگی روزمره را دست‌کم گرفت. به باور او، هزاران متخصص در شرکت‌های بزرگ فناوری سال‌ها روی طراحی محصولاتی کار کرده‌اند که بتوانند بیشترین میزان توجه کاربران را جذب و حفظ کنند. از همین رو، آگاهی از سازوکار این پلتفرم‌ها، نخستین گام برای بازپس گرفتن کنترل توجه، تمرکز و کیفیت زندگی است.

انتهای پیام

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

دیدگاه‌ها

امیرعلی
اگر وضع اینترنت اینقد خراب و فاجعه نبود هیچپقت این اتفاقات نمیفتاد مردم تیک روانی پیدا کردن نابودن فضای مجازی براشون مث سیگار شده کمکشون میکنه اضطراب جامعه رو یه کم هضم کنن . سیتنا جان لطفاً تایید کن ممنون

افزودن دیدگاه جدید

کپچا
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.