مقایسه ناتمام عادل فردوسی پور و میثاقی
عادل و میثاقی؛ دو مجری، دو نسل، دو نسبت با مخاطب.
به گزارش سیتنا از خبرانلاین، جام جهانی آغاز شده اما یک جای خالی کام عاشقان فوتبال را در ایران تلخ میکند و آن چیزی نیست جز صدای غایب عادل فردوسیپور. او و اجراهایش در تورنمتهای مهم فوتبال ایران و جهان حالا بخشی از حافظه جمعی ایرانیان شده است. شاید به همین خاطر است که بسیاری معتقدند جای او را هیچکس در رسانه ملی نمیتواند بگیرد. در این میان مقایسه مجری های فعلی ورزشی به خصوص فوتبال از جمله محمدحسین میثاقی که به نوعی جانشین فردوسیپور شد بازار داغی است که با هر حرکت میثاقی دوباره بازار مقایسه را داغ میکند.
مقایسه عادل فردوسیپور و محمدحسین میثاقی فقط مقایسه دو مجری ورزشی نیست؛ این دو چهره نماینده دو دوره، دو سبک اجرا و دو نوع رابطه با مخاطب در تلویزیون ایران هستند.
از نحوه کنار رفتن عادل و ورود میثاقی تا بحث محبوبیت، اعتبار و اثرگذاری، این مقایسه هنوز هم برای مخاطبان فوتبال و رسانه جذاب مانده است.
دو نام، دو دوره متفاوت در تلویزیون ورزشی
برنامههای ورزشی در تلویزیون ایران همیشه فقط درباره فوتبال نبودهاند. مجری این برنامهها گاهی به اندازه خود مسابقه، بر افکار عمومی اثر گذاشته است.
در این میان، نام عادل فردوسیپور و محمدحسین میثاقی بیش از دیگران در سالهای اخیر کنار هم قرار گرفته است؛ یکی به عنوان چهرهای تثبیتشده و بسیار محبوب، و دیگری به عنوان مجریای که در دوره پساعادل به مرکز قاب تلویزیون آمد.
عادل چگونه به یک برند رسانهای تبدیل شد؟
عادل فردوسیپور فقط مجری برنامه ۹۰ نبود؛ او در طول سالها به یک مرجع رسانهای در فوتبال ایران تبدیل شد.
ویژگی مهم او این بود که توانست ترکیبی از تسلط آماری، دانش فوتبال، پیگیری روزنامهنگارانه، زبان صریح و ارتباط مستقیم با مخاطب را در یک قالب تلویزیونی جمع کند.
فردوسیپور برای بخشی از مخاطبان، فقط یک اجراکننده نبود؛ او صدایی بود که از دل افکار عمومی درباره فساد، ناکارآمدی، داوری، حاشیه و ساختار معیوب فوتبال حرف میزد.
همین ویژگی باعث شد ۹۰ از یک برنامه فوتبالی، به یک نهاد رسانهای تأثیرگذار تبدیل شود.
راز محبوبیت عادل؛ اجرا یا اعتبار؟
سبک عادل بر چند محور اصلی استوار بود: آمادگی بالا، تسلط اطلاعاتی، لحن انتقادی اما کنترلشده، توانایی مناظره و پرسشگری، اعتماد مخاطب و ایجاد حس استقلال نسبی.
او اغلب در گفتوگوها سعی میکرد مهمان را به پاسخگویی وادار کند و همین روحیه چالشی، به برنامهاش هویت میداد. در واقع، محبوبیت عادل فقط از جنس اجرا نبود؛ از جنس اعتبار بود.
میثاقی با چه مختصاتی وارد قاب شد؟
محمدحسین میثاقی پیش از رسیدن به جایگاه اصلی در تلویزیون، به عنوان خبرنگار و مجری در برنامههای ورزشی شناخته میشد.
او از نسل جدیدتر مجریان ورزشی بود؛ نسلی که از نظر فرم اجرا، ریتم، زبان بدن و شیوه گفتوگو، با دوران عادل تفاوت داشت.
میثاقی در اجرا بیشتر بر سرعت، انرژی، تسلط روی فضای استودیویی و مدیریت گفتوگوهای پرتنش تکیه دارد. او مجریای است که بیشتر از جنس تلویزیون امروز و فرمهای سریعتر رسانهای دیده میشود، نه از جنس مجری-روزنامهنگار کلاسیک.
میثاقی؛ چهرهای که ابتدا در جهان ۹۰ دیده شد
نکته مهم درباره میثاقی این است که او ابتدا برای بخش مهمی از مخاطبان فوتبال، نه به عنوان چهرهای جدا از عادل، بلکه در دل جهان رسانهای برنامه ۹۰ دیده شد.
حضور او به عنوان گزارشگر و نیروی جوانتر در همان برنامه، باعث شد مخاطب او را در نسبت با ساختاری بشناسد که عادل فردوسیپور ساخته بود.
همین سابقه، از یک سو به دیدهشدن میثاقی کمک کرد و از سوی دیگر، مقایسه بعدی او با فردوسیپور را تا حد زیادی اجتنابناپذیر ساخت.
ورود به دوره پساعادل؛ شروعی دشوار برای میثاقی
مهمترین نقطه حساس در این مقایسه، نحوه ورود میثاقی به جای عادل است.
پس از کنار رفتن عادل فردوسیپور و توقف برنامه ۹۰، تلویزیون به سمت بازطراحی برنامه فوتبالمحور خود رفت و فوتبال برتر با اجرای میثاقی به عنوان جایگزین اصلی مطرح شد.
همین نقطه باعث شد میثاقی از همان ابتدا در موقعیتی دشوار قرار بگیرد. او نه در یک میدان خالی، بلکه در سایه یکی از محبوبترین چهرههای تاریخ تلویزیون ورزشی ایران وارد شد.
به همین دلیل، بخش زیادی از قضاوت درباره او نه مستقل، بلکه در نسبت با عادل شکل گرفت.
طعنهها، واکنشها و تداوم مقایسه
در سالهای بعد، برخی اظهارنظرها و واکنشهای میثاقی درباره عادل فردوسیپور یا منتقدان خود نیز به تداوم این مقایسه دامن زد.
بعضی از این مواضع، از سوی بخشی از مخاطبان و رسانهها طعنهآمیز تلقی شد و با واکنش انتقادی افکار عمومی همراه بود.
به بیان دیگر، زنده ماندن مقایسه عادل و میثاقی فقط محصول نوستالژی برنامه ۹۰ نبود؛ رفتار رسانهای و واکنشهای بعدی نیز در بازتولید این مقایسه نقش داشت.
جانشین عادل یا پرکننده جای خالی او؟
این پرسش مهمی است. از نظر سازمانی و آنتنی، میثاقی به برنامهای رسید که عملاً جای خالی ۹۰ را پر میکرد.
اما از نظر سرمایه اجتماعی و جایگاه در ذهن مخاطب، بسیاری معتقدند او هرگز جانشین واقعی عادل نشد.
عادل یک موقعیت تاریخی ساخته بود که فقط با نشستن یک مجری دیگر روی صندلی اجرا تکرار نمیشد.
برای همین، میثاقی بیشتر «مجری دوره بعد از عادل» بود تا تداوم طبیعی مسیر او.
تفاوت اول؛ روزنامهنگار-مجری در برابر مجری تلویزیونی
تفاوت این دو، پیش از هر چیز در هویت رسانهای دیده میشود.
عادل بیش از آنکه صرفاً مجری باشد، روزنامهنگار-مجری بود. او اجرا را با پیگیری، پرسشگری، داده و روایت رسانهای ترکیب میکرد.
میثاقی اما بیشتر در قامت مجری-اجراکننده تلویزیونی دیده میشود؛ چهرهای که با ریتم سریعتر، اجرای پرانرژیتر و فرم رسمیتر تلویزیونی شناخته شده است.
تفاوت دوم؛ نسبت متفاوت با ساختار
تفاوت دیگر، در رابطه این دو با قدرت و ساختار رسمی تلویزیون دیده میشود.
عادل در ذهن بخشی از مخاطبان، چهرهای بود که گاهی از ساختار انتقاد میکرد یا دستکم فاصلهاش را با آن حفظ میکرد.
میثاقی اما بیشتر به عنوان مجریای شناخته شد که در چارچوب رسمیتر تلویزیون حرکت میکند.
تفاوت سوم؛ محبوبیت یا اعتماد عمومی؟
محبوبیت عادل به مرور به اعتماد عمیق تبدیل شد. او برای بخشی از مخاطبان، فقط مجری محبوب نبود؛ چهرهای قابل اعتماد در فوتبال ایران بود.
میثاقی اگرچه مخاطبان خود را دارد و در تلویزیون چهرهای شناختهشده و فعال محسوب میشود، اما به همان سطح از اجماع و مقبولیت عمومی نرسیده است.
به بیان ساده، عادل برای بسیاری از مردم یک چهره دوستداشتنی و قابل اعتماد بود؛ میثاقی بیشتر یک مجری شناختهشده و پرحضور است.
چرا این مقایسه هنوز تمام نشده است؟
چون ماجرا فقط درباره دو نفر نیست. این مقایسه به چند پرسش بزرگتر برمیگردد.
تلویزیون با چهرههای مستقل چه میکند؟ آیا مجری محبوب قابل جایگزینی است؟ مخاطب از برنامه ورزشی فقط سرگرمی میخواهد یا پرسشگری هم میخواهد؟ نسل جدید مجریان میتوانند همان پیوند عاطفی و اعتماد قدیم را بسازند؟
تا وقتی این پرسشها زندهاند، مقایسه عادل و میثاقی هم زنده میماند.
میثاقی توانست هویت خودش را بسازد؟
تا حدی بله. با وجود همه مقایسهها، میثاقی در طول زمان تلاش کرده از زیر سایه کامل عادل بیرون بیاید و سبک خودش را تثبیت کند.
او در اجرا، بیان، ریتم برنامه و نوع مواجهه با مهمانان، شخصیت مستقلی ساخته است.
اما مشکل اصلی اینجاست که نقطه شروع او، یک شروع عادی نبود. هر مجری دیگری هم اگر پس از توقف ۹۰ وارد میدان میشد، ناچار بود مقایسه با میراث سنگین عادل را تحمل کند.
میثاقی نیز از همان ابتدا در موقعیتی قرار گرفت که هر حرکتش، چه در اجرا و چه در اظهارنظر، با معیار عادل سنجیده میشد.
عادل بعد از تلویزیون؛ دیده شدن کمتر، اعتبار بیشتر؟
از سوی دیگر، کوچ عادل فردوسیپور به برنامههای فوتبالی درپلتفرمها، اگرچه در از یاد نرفتن او مؤثر بوده و ارتباطش را با بخشی از مخاطبان حفظ کرده است، اما هنوز از نظر گستره اثرگذاری و نفوذ عمومی با دوران حضور او در برنامه ۹۰ قابل مقایسه نیست.
۹۰ برنامهای بود که در قاب رسمی تلویزیون، با ضریب نفوذ بالا و مخاطب گسترده پخش میشد؛ موقعیتی که حتی رسانههای اینترنتی موفق نیز بهسادگی نمیتوانند آن را تکرار کنند.
با این حال، دوری از تلویزیون رسمی و برخی موضعگیریهای سیاسی مستقیم و غیرمستقیم فردوسیپور، برای بخشی از مخاطبان نه تنها از وزن او کم نکرد، بلکه بر اعتبار اجتماعی و تصویر مستقلتر او افزود.
در واقع، عادل بعد از خروج از تلویزیون، شاید از نظر میزان دیده شدن در قاب عمومی کاهش پیدا کرد، اما برای گروهی از مخاطبان، از نظر سرمایه نمادین و وزن اجتماعی جایگاه پررنگتری یافت.
دو مجری، دو مسیر، یک مقایسه تمامنشدنی
به هر حال، عادل فردوسیپور و محمدحسین میثاقی دو چهره از دو دوره متفاوت در رسانه ورزشی ایراناند.
عادل با دانش، پرسشگری و اعتماد عمومی به یک برند رسانهای کمنظیر تبدیل شد؛ میثاقی هم در دوره پساعادل، با تکیه بر فرم تلویزیونی جدیدتر، جایگاه خودش را در قاب ورزش پیدا کرد.
با این حال، در سطح محبوبیت، سرمایه اجتماعی و اثرگذاری عمومی، هنوز هم نام عادل فردوسیپور وزن بیشتری در ذهن بخش بزرگی از مخاطبان دارد.
میثاقی توانسته در تلویزیون بماند و دیده شود، اما عادل برای بخشی از مخاطبان، هنوز معیاری است که دیگر مجریان ورزشی با او سنجیده میشوند.
انتهای پیام
افزودن دیدگاه جدید