کد خبر: 336905
04 خرداد 1405 - 17:22

دلیل آزارجنسی زنان در محل کار چیست؟

چه عواملی باعث آزار جنسی در محیط کار می شوند؟ چگونه می توان این پدیده را بهتر شناخت؟ و مهم تر از همه، چه اقداماتی برای پیشگیری از آن مؤثر است؟

متن خبر

به گزارش سیتنا، پاسخ دقیق به این پرسش‌ها نیازمند یک توضیح علمی معتبر است. اما در میان پژوهشگران علوم اجتماعی، دو دیدگاه کاملا متفاوت درباره منشأ آزار جنسی در محیط کار وجود دارد. نتایج یک پژوهش تازه نشان می‌دهد که یکی از این دو نظریه، قدرت توضیح‌دهندگی بسیار بیشتری دارد.

دو نظریه رقیب؛ غریزه جنسی یا ساختار قدرت؟

بر اساس دیدگاه نخست که ریشه در روان‌شناسی تکاملی دارد، آزار جنسی اساسا پدیده‌ای مرتبط با تمایلات جنسی است. این نظریه می‌گوید مردان و زنان در طول هزاران سال تکامل، سازوکارهای روانی متفاوتی برای افزایش شانس تولیدمثل خود ایجاد کرده‌اند.

بر این اساس، مردان به طور طبیعی تمایل بیشتری به روابط کوتاه‌مدت دارند و ممکن است علاقه جنسی زنان را بیش از واقعیت تصور کنند. در مقابل، زنان به دلیل حساسیت بیشتر نسبت به تهدیدهای احتمالی علیه استقلال جنسی خود، رفتارهای مردان را بیشتر به عنوان آزار تلقی می‌کنند.

اما نظریه دوم که بر مفهوم «سلسله‌مراتب جنسیتی» استوار است، آزار جنسی را نه ناشی از میل جنسی، بلکه ابزاری برای حفظ برتری مردان در محیط کار می‌داند. در این نگاه، آزار جنسی یکی از جلوه‌های تبعیض جنسیتی است که برای تثبیت قدرت و جایگاه بالاتر مردان به کار می‌رود.

چگونه می‌توان درستی این نظریه‌ها را سنجید؟

پژوهشگران برای مقایسه این دو نظریه از سه معیار اصلی فلسفه علم استفاده کردند. نخست، یک نظریه باید بتواند طیف گسترده‌ای از پدیده‌ها را توضیح دهد. دوم، باید پیش‌بینی‌های جدیدی تولید کند که قابل آزمون باشند. سوم، باید راهکارهایی برای مداخله و کاهش مشکل ارائه دهد.

رایج‌ترین شکل آزار جنسی چیست؟

در تصور عمومی، آزار جنسی معمولا به شکل درخواست رابطه جنسی از سوی یک مدیر قدرتمند به کارمند زن تصور می‌شود. اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد رایج‌ترین نوع آزار، چیزی به نام «آزار جنسیتی» است.

این نوع رفتار شامل جوک‌های جنسیت‌زده، اظهارنظرهای تحقیرآمیز، نمایش تصاویر جنسی و حتی درخواست انجام کارهایی مانند یادداشت‌برداری است که نقش‌های سنتی زنانه را تقویت می‌کنند.

روان‌شناسی تکاملی نمی‌تواند به خوبی توضیح دهد که چرا چنین رفتارهایی رخ می‌دهند، زیرا بسیاری از آن‌ها هیچ ارتباط مستقیمی با تلاش برای برقراری رابطه جنسی ندارند. در مقابل، نظریه سلسله‌مراتب جنسیتی همه این رفتارها را به عنوان ابزارهایی برای حفظ قدرت مردان توضیح می‌دهد.

مشکل اصلی نظریه تکاملی

اگرچه نظریه روان‌شناسی تکاملی برخی فرضیه‌های قابل بررسی ارائه کرده، اما مهم‌ترین ادعای آن قابل آزمایش نیست. این نظریه فرض می‌کند مردانی که در گذشته علاقه زنان را بیش از حد برآورد می‌کردند، از نظر تولیدمثل موفق‌تر بودند.

اما چون امکان مشاهده مستقیم رفتار انسان‌های دوران باستان وجود ندارد، این فرضیه هرگز به طور قطعی قابل اثبات یا رد نیست.

چه راهکارهایی واقعا مؤثرند؟

مهم‌ترین مزیت نظریه سلسله‌مراتب جنسیتی این است که راهکارهای عملی‌تری برای کاهش آزار جنسی پیشنهاد می‌کند.

کاهش فاصله قدرت در سازمان‌ها، مشارکت بیشتر زنان در تصمیم‌گیری، و از بین بردن ارتباط میان اقتدار و مردانگی می‌تواند احتمال بروز چنین رفتارهایی را کاهش دهد.

در مقابل، روان‌شناسی تکاملی عمدتا بر آموزش مردان درباره تعریف آزار جنسی تأکید می‌کند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد این نوع آموزش‌ها به تنهایی تأثیر محدودی دارند.

آزار جنسی محصول فرهنگ است، نه سرنوشت زیستی

نتیجه این پژوهش امیدبخش است. اگر آزار جنسی ناشی از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی باشد، می‌توان با اصلاح این ساختارها محیط‌های کاری ایمن‌تر و عادلانه‌تری ایجاد کرد.

این دیدگاه نشان می‌دهد مردان ذاتا آزارگر نیستند و رفتارهای مشکل‌ساز محصول شرایط اجتماعی‌اند. بنابراین با تغییر فرهنگ سازمانی، توزیع قدرت و هنجارهای جنسیتی، می‌توان آینده‌ای سالم‌تر و امن‌تر برای همه کارکنان رقم زد.

انتهای پیام

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

دیدگاه‌ها

محسن روز 86
مسائل دیگری هم وجود داره که در این گزارش نیامده
1- بعضی ها هستند که از شنیدن، خوندن و شوخی لذت می برن. هیچ آینده ای برای رفتارشون ندارن. مثلا تو گزارش نوشته مردانی که اینکارو می کنن اما پا پیش نمی ذارن.
2- عده ی دیگه ای هستند که این رو به طور پالس ارسال می کنن و منتظر جواب و نشونه ای از طرف مقابل هستند.
3- عموم مردایی که تجربه های موفق داشتند خودشون معرض آزار هستند. البته چیزی که توی ایران کمتر بهش می گن آزار جنسی چون معتقدند مرد از طرف زن آزار نمی بینه
اما نمونه های پرونده های قضایی ایرانی و خارجی رو شاهد بودیم که یه مرد خارجی در محیط کاری از طرف خانم مدیر مورد آزار قرار می گرفته و تهدید می شده که باید انجامش بده
یه خانم ایرانی هم با وجود تاهل به یک تبعه خارجی چشم بادامی که در یک میوه فروشی کار می کرده گیر داده بوده و بلاخره زلیخا بازی درمیاره و جوان میوه فروش رو به خونه دعوت می کنه
همچنین زن ها بیشتر ترس از عاقبت کار دارن والا بخشی از گزارش گفته بود که مرد ها فکر می کنن تمایل بیشتری دارن، این فکر نیست اگر زنها محدودیت های اجتماعی نداشته باشن احتمالا پرونده های بیشتری رو خواهیم دید.


راستی اینترنت رو وصل کنید رودتر تا تحلیل گر مسائل جنسی نشدیم.
ایران
تو جامعه‌ای که مردمش پوشش و عفت رو رعایت نمیکنن و مدام دارن پیام جنسی به همدیگه میفرستن، انتظار رعایت حریم بین مرد و زن رو نمیشه داشت. دنیا عاقبت ولنگاری رو دیده ولی بعضی از ما هنوز داریم میگیم جامعه باید به اصطلاح آزاد باشه!!!
بی نتی که داره رد میده
سلام.علتش اینه نت قطع شده مردم سرگرمی ندارن واقعا مردم داغون شدن تو بی نتی.الانم از صبح گفتن نت قراره وصل بشه هنوز نشده رییس جمهور میخواست امضا بزنه زد ولی نامه به خاتمی رو بنابراین باید تا فردا صبر کنیم واسه نت.
گیر جهان سوم
دلیلش مردانگی سمی و آسیب پذیری قربانی هست . هیچ مردی جرعت نزدیک شدن به زنی که قدرت داره و میتونه پدر در بیاره رو نداره
در عوض سراغ ساکت ها، ترسو ها و تنهاها و غریب ها میرن . کسایی که بشه کنترلشون کرد(با تهدید و ارعاب) یا بابتشون هزینه ی چندانی نداد
silk
سلام.ربطی به نوع زنش یا مردش نداره.شما فک میکنی طرف قوی باشه اون اتفاق نمی افته؟ هوا و هوس طرفو گرفت یا دو طرفه معادله رو خب یه چی میشه.دین دار و بی دین هم نداره.بهترین راه در وهله اینه محل کار مردان و زنان جدا باشه شاید بگید قدیمی فکر میکنم ولی اگه میگید شرایط ایجاد میکنه زن و مرد یه جا کار کنن خب اونهم راه خودش رو داره .به نظر من نیاز به عفت و جنبه داره دو جنس داره وقتی تو محیط مختلط کار میکنن.البته بسته به کار ،شرایط موجود، اینکه کی کارگره کی کارفرما و مسایلی مثل این متفاوته و نمیشه قطعی نسخه پیچید.
بسیار جالب!
کسی اینجا درباره ی رابطه ی توافقی حرف نمیزنه. دسترسی پذیری و ضعفی که قربانی از خودش (در مقام موقعیت و جایگاه) نشکن میده دو عامل تعیین کننده هستن. با این استدلال شما تجاوز به پسر بچه ها و دختر بچه ها امری طبیعی و توجیه شده ست .
دقیقا اینکه بگیم حیا اینجا یک عامله خودش به مردانگی سمی بر میگرده که طرف فکر میکنه اگر طبق استاندارد های اون زنی بی حیاست پس میشه بهش تجاوز کرد . منتهی این مردانگی سمی به حدی درونه شده که افراد حتی متوجه نیستن.
دولت ها اگر واقعا به زن ها اهمیت بدن میتونن تا حد زیادی از وقوع چنین چیز هایی جلوگیری کنن. به هر حال مرد های فاقد صلاحیت برای حضور در اجتماع که افراد ناکامی هم هستن باید حذف بشن.
جمشید بسم الله
من خودم آقا هستم و مجردم. تو محیط های کاری مختلف بودم و همکار خانوم زیاد داشتم. من به شخصه خیلی رو رفتار خودم حساسیت دارم و همیشه این استدلال رو دارم که اگه میخوام بعد از ازدواج، یه زن متعهد، با حیا و وفادار باشم؛ خودم باید تو دوره مجردی درست زندگی کنم. پس هم رو روابطم خیلی دقت کردم و هم تلاش کردم که برای خانومای همکار و حتی مشتریا آدم امنی باشم...
اما در رابطه با خانوم های قربانی باید بگم که همیشه نمیشه خانوما رو مقصر دونست چون آقایونی هستن که خیلی هیز تشریف دارن و هیچ حد و مرزی برای خودشون قائل نیستن. اما... اما اگه خانوما سفت و پر قدرت ظاهر بشن در خیلی از موارد میتونن راه سوء استفاده رو ببندن. من همکارای خانومی داشتم که رفتارشون، نوع پوشش و حتی تک تک کلماتشون رو کنترل میکردن و بصورت غیر مستقیم اخلاق و عزت نفس خودشون رو نشون میدادن. متاسفانه در بسیاری از موارد هم کارفرما به قصد سوء استفاده جنسی، اقدام به استخدام یک خانوم میکنه که در این مورد هم باید خانوما و خانواده هاشون تحقیق و شناخت کافی رو داشته باشن.

افزودن دیدگاه جدید

کپچا
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.