حمایت کشورهای پیشرو از توسعه خودروهای برقی
دفتر مطالعات بخش دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، گفت: افزایش تقاضا برای خودرو، موجب تشدید مشکلاتی نظیر آلودگی هوا، اتلاف منابع انرژی و وابستگی به سوختهای فسیلی شده و این معضلات، برقیسازی در صنعت خودرو را بهعنوان یک اولویت استراتژیک در سیاستگذاری جهانی جهت رفع این مشکلات مطرح کرده است.
به گزارش سیتنا، دفتر مطالعات بخش دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارش «چرخشهای تحولآفرین فناوری در صنعت خودرو (۲): بررسی چرایی حمایت کشورهای پیشرو از توسعه خودروهای برقی» آورده که افزایش تقاضا برای خودرو، موجب تشدید مشکلاتی نظیر آلودگی هوا، اتلاف منابع انرژی و وابستگی به سوختهای فسیلی شده است. این معضلات، برقیسازی در صنعت خودرو را بهعنوان یک اولویت استراتژیک در سیاستگذاری جهانی جهت رفع مشکلات فوق مطرح کرده است.
در این گزارش تصریح شد که جهت ورود مؤثر به زنجیره ارزش خودروهای برقی، ضروری است که به سه سطح تحلیلی پاسخ داده شود؛ «چیستی» که به شناخت دقیق ابعاد فنی این تحول اختصاص دارد و «چرایی» که شامل تحلیل انگیزهها و سیاستهای کشورهای پیشرو در این حوزه است؛ و در نهایت «چگونگی» که به طراحی و پیادهسازی سیاستهای اجرایی و عملیاتی مربوط میشود. این گزارش به سطح «چرایی» پرداخته و بر این نکته تأکید میکند که روند فعلی در کشور، عمدتاً بدون درک کامل از این سطح و بدون اتخاذ رویکردی منسجم در طراحی استراتژی ملی آغاز شده است؛ مسألهای که منجر به پراکندگی تصمیمگیریها و عدم هماهنگی در سیاستها گردیده است.در یافته های این گزارش مرکز پژوهش ها آمده که تولید خودروهای برقی، در سطح جهانی تنها یک تحول فناورانه نیست، بلکه بازتابی از تغییرات اساسی در ساختار اقتصادی و سیاسی است. کشورهای پیشرفته با رویکردهای مختلف به این روند پرداختهاند؛ بنا بر یافتههای این پژوهش، اتحادیه اروپا مسائل زیست محیطی، ایالات متحده احیای تولید داخلی و استقلال انرژی و چین جهت تقویت موقعیت فناورانه و اقتصادی خود و مدیریت زنجیره تأمین این صنعت در جهان را به عنوان رویکرد پیش گرفتهاند. در کشورهای مراحل ابتدایی این گذار، تدوین یک استراتژی ملی منطبق با شرایط بهخصوص هر کشور و توانمندیهای صنعتی آن، امری ضروری است. این استراتژی باید بهگونهای طراحی گردد که ضمن مدیریت کارآمد ریسکهای ژئوپلیتیکی، از ظرفیتهای تولیدی و فناوری کشور بهطور بهینه بهرهبرداری کرده و آنها را در راستای تحقق اهداف کلان اقتصادی به کار گیرد.
در ادامه یافته های این گزارش نهاد پژوهشی آمده که رشد جمعیت و گسترش فعالیتهای اقتصادی جهانی، تقاضا برای حملونقل را بهطور چشمگیری افزایش داده است؛ اما استمرار الگوی سنتی گسترش خودروهای شخصی نهتنها پاسخگوی نیازهای آینده نیست، بلکه بر چالشهایی چون آلودگی، مصرف بالای انرژی و وابستگی به سوختهای فسیلی میافزاید. در نتیجه، کاهش آلایندگی در بخش حملونقل به یکی از اولویتهای فوری سیاستگذاری جهانی بدل شده و «برقیسازی حملونقل» بهعنوان مسیری راهبردی برای دستیابی به توسعه پایدار مطرح است. بااینحال، این گذار با چالشهایی نظیر هزینه بالای تولید، تمرکز ژئوپلیتیکی زنجیره تأمین باتری و نیاز به مشوقهای مؤثر برای سرمایهگذاری و تغییر الگوی مصرف مواجه است.
در ادامه این گزارش بیان شد که تحلیل تطبیقی روند جهانی برقیسازی حملونقل نشان میدهد که این گذار، صرفاً یک تحول فناورانه نیست، بلکه بازتابی از بازآرایی قدرت در نظام سیاسی و اقتصادی جهان است. کشورهای مختلف با انگیزهها و منطقهای گوناگون به این مسیر وارد شدهاند؛ برخی بهدنبال تحقق تعهدات اقلیمی، برخی دیگر در جستوجوی کسب مزیت صنعتی و گروهی نیز بهمنظور دستیابی به برتری ژئوپلیتیکی در زنجیره ارزش جهانی انرژی و فناوری فناوری حرکت میکنند.
بررسی ها نشان می دهد که سیاستهای ایالات متحده، اتحادیه اروپا و چین نشان میدهد که برقیسازی در هر منطقه، تابع اهداف و ساختارهای نهادی خاص خود است. اتحادیه اروپا آن را ابزاری برای تحقق اهداف اقلیمی و کاهش وابستگی انرژی میداند؛ ایالات متحده در پی احیای صنعت داخلی و کاهش وابستگی به واردات است اما نوسانات سیاسی و تغییر جهت دولتها مانع شکلگیری ثبات در سیاستهای کلان این کشور شده است؛ و چین، با رویکردی جامع و بلندمدت، از برقیسازی بهعنوان اهرمی برای تثبیت برتری فناورانه و اقتصادی در سطح جهانی بهره میگیرد.
یافتهها نشان میدهد که چین در تمامی سطوح این گذار جایگاهی تعیینکننده دارد. نفوذ این کشور صرفاً ناشی از ظرفیت تولید یا هزینه پایین نیروی کار نیست، بلکه حاصل برنامهریزی منسجم و راهبردی است که صنعت خودروهای برقی را به بخشی از سیاست صنعتی و ژئوپلیتیکی بدل کرده است. به بیان دیگر، چین خود به پاسخی برای پرسش «چرایی خودروی برقی» تبدیل شده است؛ چراکه انگیزههای اقتصادی، فناورانه و سیاسی این کشور، بهتنهایی توانسته مسیر و شتاب تحولات جهانی را تعیین کند. در واکنش به این واقعیت، برخی کشورها در تلاشاند با کاهش وابستگی به چین بر توان داخلی خود بیفزایند، در حالی که گروهی دیگر ترجیح دادهاند از طریق همکاری با پکن، در منافع اقتصادی و زیستمحیطی این گذار سهیم شوند.
در ادامه این گزارش آمده است که برقیسازی جهانی بهدلیل ماهیت درهمتنیده زنجیرههای تأمین و تمرکز فناوری در معدودی از کشورها، بیش از هر زمان نیازمند همکاری میان دولتها و بنگاههای صنعتی است. دیگر هیچ تولیدکنندهای (چه در سطح ملی و چه فراملی) نمیتواند بهطور مستقل و بدون تعامل با شبکههای جهانی دانش، انرژی و سرمایه به نوآوری رقابتپذیر دست برای کشورهایی نظیر ایران، که با چالشهایی چون یارانههای انرژی، محدودیتهای فناورانه و تحریمهای اقتصادی روبهرو هستند، ورود به این عرصه بدون مطالعه دقیق هزینه–فایده و شناخت واقعیتهای بومی میتواند پرمخاطره باشد. در این میان، تجربه چین نشان میدهد که موفقیت در برقیسازی، نه با تقلید از الگوهای خارجی، بلکه با طراحی سیاستهای صنعتی منطبق بر ظرفیتهای ملی و پیوند با تحولات جهانی ممکن است.گذار موفق و پایدار به حملونقل برقی، مستلزم سیاستگذاری مبتنی بر تحلیل جامع و بومی چراییهای این تحول است. تحقق این هدف نیازمند رویکردی سیستمی، هماهنگ و چندسطحی است که مؤلفههای اصلی توسعه صنعتی، انرژی و سرمایهگذاری را بهطور همزمان دربرگیرد.
در این گزارش پیشنهاد شد که همکاری فناورانه با چین برای تسریع فرایند برقیسازی ضرورتی اجتنابناپذیر است، اما این همکاری باید بهگونهای طراحی شود که ارتقای ظرفیت تولید داخلی را تقویت کرده و مانع از تسلط کامل محصولات وارداتی گردد. جایگاه ایران باید در قالب «شریک تجاری فعال» با هدف حداکثرسازی ارزشافزوده در زنجیره تأمین جهانی تعریف شود. و سیاستهای پژوهش و توسعه داخلی باید با تمرکز بر مزیتهای رقابتی کشور در حوزه خدمات، زیرساخت و زنجیره تأمین طراحی شوند. همچنین، بهبود بهرهوری و نوسازی فرآیندهای تولید سنتی از طریق فناوریهای نوین (نظیر اتوماسیون) از الزامات این تحول است.
در ادامه این گزارش پیشنهاد شد که تدوین چارچوبی منسجم در سطح ملی و ایجاد ساختار قانونگذاری متمرکز، شرط اساسی برای کاهش پراکندگی نهادی و همراستاسازی سیاستها در حوزه حملونقل برقی است. توسعه حملونقل برقی بدون گسترش همزمان منابع انرژی تجدیدپذیر، کارایی زیستمحیطی محدودی خواهد داشت. بازطراحی در سیاستهای انرژی برای ایجاد توجیه اقتصادی برقیسازی ضروری است.میبایست ابزارهای نوین مالی برای جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی و تأمین منابع شفاف مالی جهت توسعه زیرساختهای حملونقل برقی طراحی و بهکار گرفته شود.به طور کلی گذار به حملونقل برقی یک پروژه صرفاً فناورانه نیست، بلکه تصمیمی راهبردی و چندبعدی است که باید در چارچوب ملاحظات اقتصادی، ژئوپلیتیکی و اجتماعی کشور طراحی شود. کشورهایی که در پی دستیابی به توسعه پایدار و حفظ رقابتپذیری جهانیاند، باید ضمن همسوسازی سیاستهای داخلی با تحولات بینالمللی، به مدیریت هوشمندانه ریسکهای ژئوپلیتیکی و تقویت ظرفیت نوآوری پایدار توجه ویژه نشان دهند. این مسیر، نیازمند عزم راهبردی، انعطاف نهادی و تداوم در سیاستگذاری است.
انتهای پیام
افزودن دیدگاه جدید